درد علی سنتوری درد جوانان كشور است
سنتوري تا ابد در ذهن تماشاگرانش خواهد بود... درد علي سنتوري درد جوانان كشور است... درد ستاره فيلم ديوار... درد سپيده در ميم مثل مادر... نميدانم دنياي امروز به سياستمداران همانقدر نيازمند است كه به هنرمند.
گلشیفته فراهانی در یادداشتی تحت عنوان «برای آنها که دوستم ندارند» نوشت: من دست كساني كه مرا دوست ندارند را هم محكمتر ميبوسم و سعي ميكنم براي آنها بهتر و بهتر بازي كنم. بيشتر و بيشتر تلاش كنم...
به گزارش «فردا»، گلشیفته فراهانی که این روزها به دلیل بازی در یک فیلم خارجی و انتشار برخی اخبار مبنی بر ممنوع الخروج بودنش از کشور سوژه خبری محافل سینمایی کشور است در یادداشتی که در نشریه مشق آفتاب منتشر کرده نوشته است: زماني از خودم سوال ميكردم اگر من وارد سينما نميشدم امروز چه ميكردم. زماني كه 14 ساله بودم و در حياط مدرسه با دوستانم بازي ميكرديم و ساز ميزديم... همزمان تعطيل شدن با مدارس ديگر در يك ساعت دلهايمان را میلرزاند. هنوز بعد از مدرسه قبل از رسيدن به خانه گريزي به كافيشاپي و خوردن سيبزميني و نوشابه هيجانانگيز بود...
هستههاي آلبالو را از بالاي پلهاي عابر به پايين پرت كردن، دوم خرداد، پخش كردن پلاكارتهاي تبليغاتي براي كساني كه از صميم قلب دوست داشتيم...
وقتي با سازهاي كوچك و بزرگ چون ديوانگان از قفس پريده به خيابان ميزديم و خيابان انقلاب پر ميشد از صداي سازهاي ما، سازهايي كه حتي از درون جعبه بيرون نميآمدند تنها شمايل جعبه سازها كافي بود تا فضاي خيابان پر از موسيقي و شور شود...
آن زمان كه قرار بود در يكي از بهترين كنسرواتورهاي جهان سوليست شوم و بعد از بازگشت به وطنم يك مدرسه شبانهروزي موسيقي در شمال برپا كنم...
آن زمان كه مرتب كنسرت ميداديم و پدر مادرهايمان به ما افتخار ميكردند. در جشنوارههاي موسيقي مقام ميآورديم. همشاگرديهايم همه و همه از خانوادهاي چون خانواده خودم فرهنگي و تحصيل كرده بودند. شبهاي تولدهايمان بعد از رقص و پايكوبي مادر پدرها با هم مينشستند و از قديم حرف ميزدند. از زماني كه دانشجو بودند. از دانشكده هنر ملي، از ادبيات، از شعر...
چه ميشد اگر آن روز گرم تابستان عكسهاي من به دست داريوش مهرجويي نميرسيد. من از بزرگترين هديه عمرم محروم ميشدم. آري زندگي چون سوزنبان، ایستگاههای مسير قطار مرا عوض كرد...
من در باغهاي گلابي و سيب غرق شدم و چون دختري سحر شده، توسط سينما جادو شدم. من سوار بر درختان ميوه و بالزنان بر رودهاي دماوند تاختم و ديگر به زندگي گذشتهام بازنگشتم. در خزان محله مبارك آباد دماوند. در ساختن بادبادكها و دزديدن سيبهاي قرمز باغ همسايه، در گردو شكستنها، در همصحبتي با محمود كلاري، علی كني... زمانی که نمیدانستم رسالتی انجام میدهم که بزرگتر از آن چیزی است که فکرش را میکردم و اين به تمام صدماتي كه به من خورد ميارزيد ...
هنگامي كه نميفهميدم دوستاني كه دو ماه كامل سر فيلمبرداري با آنها زيسته بودم و از آنها آموخته بودم چرا بايد براي هميشه در غبار زمان محو شوند... زير سرمها و در بيمارستانها تنها گريه ميكردم و نام دوستانم را در گروه زير لب زمزمه ميكردم و زماني كه دوباره به زندگي قديم خود بازگشتم ديگر بازيهاي هنرستان برايم جذاب نبود.دوستانم همه كودك شده بودند و من در ميان 25 همشاگرديم تنها ...
ذهنم در حرفهايي بود كه شنيده بودم. چيزهايي كه ديده بودم. صحبت راجع به فلسفه زندگي، عشق، درد، شعر، ديگر كسي مرا نمیفهميد ...
و سه سال بعد كه بليت سفرم در دستم بود و خانهام در وين اجاره شده بود مادرم را كنار كشيدم و گفتم: من نميخواهم بروم... اين راه، راه من نيست!
مادرم هاج و واج مرا نگاه كرد و هيچ نگفت. انگار بارها اين صحنه را در خوابهاي خود ديده بود كه آنقدر پافشاري ميكرد من نروم سر فيلم درخت گلابي.
ادامه دادم: من نميخواهم مخاطبينم قشر مرفه روشنفكري باشد كه معمولاً به ريستالهاي پيانو ميروند... من عاشق موسيقي راك هستم... وقتي خوانندگان متال مورد علاقهام دردهايشان را فرياد ميكشيدند من چنان خالي ميشدم كه هيچ ربطي به شوپن و موتسارت نداشت... مادرم من ميخوام براي مردم عام كار كنم... مادرم اشك در چشمانش درخشيد و هيچ نگفت و من از آن سال به رودخانه سينما افتادم. رسالت بزرگ سينما...
لذت هديه كردن لحظهاي از خودت به تماشاچي. هديهاي كه هرگز پس نخواهي گرفت. نميداني اين هديه، اين رود به كجاها خواهد رفت. نميداني چه كساني را سيراب و چه كساني را غرق ميكند... حتي شايد سالهاي سال بعد، زماني كه ديگر خودم از اين آب خارج شدم جوي باريكي هنوز در سر پاييني تپهاي به سوي گلي ميرود و آن گل را سيراب ميكند. رسالت هنر همين است...
مگر فروغ زماني كه شعر ميگفت ميدانست 50 سال بعد از او هنوز زنها با شعرهايش زنده ميشوند و قدرتمند. مگر شاملو ميدانست، زماني كه خود را در اتاقش حبس كرده بود و تنها اشعارش را با ضبط صوتي ضبط ميكرد و امروز جوانان در كوههاي شمال تهران به اشعارش گوش ميدهند و جان ميگيرند... مگر اساتيد موسيقي ما ميدانستند كه با نواي صوت چنان حركتي ايجاد ميكنند. و من، من كوچك، من نوپا،كه كوچكتر از آنم كه اسمم كنار اين عزيزان بيايد، با خودم عهد كردم كه بازيگر نباشم... سلحشور باشم كه به ميدان جنگ ميرود. مهم پيروز شدن نيست، مهم جنگيدن است. براي مردمي كه حتي شايد دوستم نداشته باشند...
هنر مانند آفتاب است مانند درخت. حتي به كساني كه دوستت ندارند هم بايد به همان اندازه درخشان بتابي... حتي به كساني كه با تبر قرار است قطعت كنند هم همانقدر سايه دهي، ذات هنر اين است ...
و من بازي كردم و كردم. از خيلي مسائل گذشتم براي اهداف بزرگتر. رسالت سينما برايم آنقدر ارزشمند است كه هرگز براي پول كار نكردم. هرگز. بزرگترين چيزي كه به آن فكر كردم اين بود كه این فيلم چه تاثيري خواهد داشت... نه براي امروز كه براي فرداهايي دورتر... و نتيجه هم حاصل شد. هنوز كه هنوز مردم از بوتيك ياد ميكنند. از اشك سرما. و با وجود اشتباههايي هم كه داشتهام اميدوارم تعداد اين فيلمها براي من بيشتر و بيشتر شود...
سنتوري تا ابد در ذهن تماشاگرانش خواهد بود... درد علي سنتوري درد جوانان كشور است... درد ستاره فيلم ديوار... درد سپيده در ميم مثل مادر... نميدانم دنياي امروز به سياستمداران همانقدر نيازمند است كه به هنرمند. اگر حافظ يا سعدي قانونگذار كشور بودند، اگر نيماها، سهرابها، حسين عليزادهها، داريوش مهرجوييها، كمال الملكها، اگر بهرام بيضاييها مردم را هدايت ميكردند،زندگي چگونه ميشد؟
دنياي امروز ما بيش از هر چيز به هنر نياز دارد. هنري كه روح تمامي انسانها را جلا ميدهد و شاد ميكند. هنري كه ما ملت ايران بيش از هر ملتي به آن نيازمنديم چون با هنر زاده شديم و با هنر خواهيم مرد... شعر در خون ما است... همانطور كه عشق... همانطور كه موسيقي...
من هم به اندازه مورچه كوچكي گوشهاي از اين ريسمان هستم. ريسماني كه ميتواند آنقدر قوي باشد كه ميليونها انسانها را از منجلاب ترس، غم، ناراحتي بيرون كشد. و اميد دهد به روزهاي سبزتر. روزهايي كه پر از شعر است و رنگين كمان. پر از مهر و عشق. عشق بيانتظار... چرا كه هنرمندان كساني هستند كه بيانتظار عشق ميورزند. من در مقابل تمام زجرهايي كه در هر فيلمي كشيدم هيچ انتظاري از مخاطبينم ندارم هيچ... حتي شايد با گوجه فرنگي و تخممرغ از من استقبال كنند ولي من تمام خودم را گذاشتم... هديهاي كه هرگز پس گرفته نميشود. عاشقانه به خاكم، به مردمم، عشق ميورزم و هرچه كردم براي آنها بوده و خواهد بود...
بيانتظار
بيانتظار
بيانتظار
من دست كساني كه مرا دوست ندارند را هم محكمتر ميبوسم و سعي ميكنم براي آنها بهتر و بهتر بازي كنم. بيشتر و بيشتر تلاش كنم...
با عشق
گلي
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط حسين بهرامي (مدير مسئول وبلاگ)
|
بنا بر مصوبه شوراي صنفي نمايش، از اول تير ماه سال جاري به جاي روزهاي شنبهها، دوشنبهها بليت سينماها نيمبها خواهد بود.
«محمدرضا صابري»، سخنگوي شوراي صنفي نمايش در گفتوگو با برنا ضمن اعلام اين خبر اظهار داشت: نخستين جلسه شوراي صنفي نمايش امروز با حضور سيدرضا ميركريمي، مديرعامل خانه سينما و اعضاي شورا در خانه سينما برگزار شد که در پايان جلسه نسبت به تخلفي که سينما عصر جديد براي اکران فيلمهاي نوروزي کرده بود، رسيدگي شد.
وي در ادامه گفت: شكايتي از سوي سينما قدس كه سرگروه سينماهاي نمايش دهنده «دايره زنگي» است، به شورا ارايه شد كه سينما عصر جديد در ايام نوروز، اقدام به نمايش فيلم مربوط به اين گروه سينمايي کرده است. شورا هم به پخش کننده اين فيلم تذکرات لازم را داده بود، اما متأسفانه به دليل بيتوجهي آنها، اين اتفاق افتاد و به علت تحقيقاتي كه رئيس شورا و بيشتر اعضا انجام داده بودند، تخلف اين سينما براي همه محرز و همچنين پخش کننده فيلم نيز توبيخ کتبي شد.
وي افزود: بر پايه نظر اعضاي شورا از روز چهارشنبه اين هفته نيز فيلم «پابرهنه در بهشت» به كارگرداني بهرام توكلي به مدت سه هفته در سينما عصر جديد اكران خواهد شد. همچنين سالن 2 سينما عصر جديد كه موظف به اكران فيلم «به همين سادگي» بود، نيز بايد اين فيلم را اكران كند.
عضو هيأت مديره انجمن سينماداران در ادامه اظهار کرد: سينما ايران هم تخلفي در زمينه نمايش فيلم «دايره زنگي» داشت که با توجه به اين تخلف و تماس رئيس شورا با دفتر پخش فيلم «دايره زنگي» و نشان ندادن واكنشي از سوي اين دفتر، هدايت فيلم نيز از سوي شورا به طور كتبي توبيخ شد.
صابري به مصوبات ديگر اين شورا اشاره کرد و افزود: در اين نشست، بحث مربوط به نيم بهاي سينماها در روزهاي شنبه بررسي و تصميم بر اين شد که استفاده از بليت نيمبها كه ويژه روزهاي شنبه بود، از اول تير ماه به دوشنبهها منتقل شود و مسئولان سينماها به مدت سه ماه فرصت دارند تا اين تغيير را به شکل مناسبي به مردم اطلاعرساني کنند.
سخنگوي شوراي صنفي نمايش تصريح كرد: گروه سينمايي آفريقا فيلم «زنها فرشتهاند»، گروه سينمايي استقلال فيلم «تلافي» و گروه سينمايي قدس فيلم «تيغزن» را به عنوان فيلمهاي اكران دوم نوروز خود برگزيدهاند و براي سينما عصر جديد هم از طرف شوراي صنفي نمايش فيلم «ايستگاه بهشت» به كارگرداني نادر مقدس برگزيده شده است.
وي در پايان گفت: فيلم «هميشه پاي يک زن در ميان است» به کارگرداني کمال تبريزي هم پس از «تيغ زن» در گروه سينمايي قدس اکران خواهد شد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 2:36 قبل از ظهر  توسط حسين بهرامي (مدير مسئول وبلاگ)
|

دبیرخانه جشنواره اعلام کرد: ۱۹فیلم در بخش جام جهان نما - مسابقه سینمای بینالملل بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر رقابت می کنند
۱۹فیلم ایرانی و خارجی در بخش جام جهان نما - مسابقه سینمای بینالملل بیست و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر رقابت می کنند.
به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر، فیلم های " آتش سبز" از محمدرضا اصلانی ، "آواز گنجشکها " از مجید مجیدی، "کنعان" از مانی حقیقی در این بخش از جشنواره به نمایش در میآیند
همچنین فیلم های خارجی "دوازده" ساخته نیکیتا میخالکوف از روسیه (۲۰۰۷) ، "الکساندرا" ساخته الکساندر سوخوروف از روسیه (۲۰۰۶) ، "نیمه بالغ" ساخته یوسف علی خان از انگلیس (۲۰۰۶) ، "آریا" ساخته تاکوشی سوباکاوا از ژاپن (۲۰۰۷) ،" فرزندان افتخار" ساخته کریشتینا گودا از مجارستان (۲۰۰۶) ، "چشم انداز کنگو" ساخته فیلیپه فالاردو محصول مشترک کانادا، بلژیک و فرانسه (۲۰۰۶) ، "تخم مرغ" ساخته سمی کاپلانوغلو محصول مشترک ترکیه و یونان (۲۰۰۷) ، "منطقه کروسز" ساخته رافائل روسال محصول مشترک گواتمالا ، نروژ و هلند (۲۰۰۶) "فاصله تا خوشبختی" ساخته مایکل جیمز رولند از استرالیا (۲۰۰۷)، "مایکل کلایتون" ساخته تونی گیلروی از آمریکا (۲۰۰۷) ، "میروش" ساخته ماریوس هولست از نروژ (۲۰۰۷) ، "غیر قابل انتشار" ساخته برایان دی پالما محصول مشترک آمریکا و کانادا (۲۰۰۷)، "سرزمین شب روان" ساخته ترسا پراتا محصول مشترک موزامبیک و پرتغال (۲۰۰۶) ، "بازگشت پرستوها" ساخته اصلان گالازوف از روسیه (۲۰۰۷)، "بسیار خوب متشکرم" ساخته امانوئل کائو از فرانسه (۲۰۰۷) و "ویولون" ساخته فرانسیسکو وارگاس از مکزیک(۲۰۰۶) در این بخش از جشنواره با آثار ایرانی رقابت می کنند .
از سوي دبيرخانه جشنواره اعلام شد: 12 فيلم بلند ايراني در بخش خارج از مسابقه سينماي ايران در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر به نمايش در مي آيند. به نقل از روابط عمومي جشنواره، 12 فيلم بلند ايراني در بخش خارج از مسابقه سينماي ايران بيست و ششمين جشنواره بينالمللي فيلم فجر به نمايش در مي آيند.
فيلمهاي 1- تنها دو بار زندگي ميكنيم (بهنام بهزادي)، 2- چراغي در مه (پناه بر خدا رضايي)، 3 – ساياب (محمد علي سجادي)، شب حوراء (شهاب ملتخواه)، 5- صد سال به اين سالها (سامان مقدم)، 6- نشاني (فريدون حسنپور)، 7- همخانه (مهرداد فريد)، انتهاي زمين(ابوالفضل صفاري)، 9-سبز كوچك (غلامرضا رمضاني)، 10-حقيقت گمشده (محمد احمدي)، 11-هر شب تنهايي(رسول صدرعاملي) و 12-قرنطينه (منوچهر هادي) در اين بخش به نمايش در ميآيند.
به گزارش فارس، در اين بين فيلمهاي انتهاي زمين(ابوالفضل صفاري)، سبز كوچك (غلامرضا رمضاني)، حقيقت گمشده (محمد احمدي)، هر شب تنهايي(رسول صدرعاملي) و قرنطينه (منوچهر هادي) رزرو حضور در بخش مسابقه نيز هستند.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 3:40 بعد از ظهر  توسط حسين بهرامي (مدير مسئول وبلاگ)
|
بیوگرافی ژان رنو
نام كامل:DON JUAN MORENO Y JEDERIQUE JIMENEZ
نام مستعار:JEAN RENO
تاريخ تولد:30 جولاي 1948-شمال آفريقا.کازابلانکا
شغل:بازيگري.
قد:191 سانتي متر.
همسران:
1-GENEVIEVE-- طلاق گرفته است.
2-NATHALIE DYSZKIEWICZ-- شغل:مدل--- سال ازدواج:1996.
فرزندان:وي صاحب دو پسر و دو دختر (يك ساله تا 22 ساله) مي باشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386ساعت 6:30 قبل از ظهر  توسط حسين بهرامي (مدير مسئول وبلاگ)
|
■ نامزدهای اولیه اسکار 2008 در رشته مستند بلند معرفی شدند
آکادمی علوم و هنرهای سینمایی 15 فیلم را به عنوان نامزدهای اولیه دریافت جایزه اسکار 2008 در رشته بهترین مستند بلند معرفی کرد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» در این فهرست نام مستندهایی از مایکل مور، جاناتان دمی و الکس گیبنی دیده میشود و نکته جالب توجه حضور چهار فیلم از کمپانی پخش فیلمهای مستقل «تینک فیلم» است.
دریاچه آتش ساخته تونی کی با موضوع سقط جنین، نانکینگ به کارگردانی بیل گاتنتاگ و دن استارمن درباره جنگ جهانی دوم، مستند گیبنی با موضوع عراق با عنوان تاکسی برای طرف تاریک و مستند زوج آمریکایی شان فاین و آندرآ نیکس فاین با نام جنگ/رقص درباره جشنواره موسیقی اوگاندا فیلمهایی هستند «تینک فیلم» عرضه آنها را بر عهده داشته است.
سیکو، مستند پرفروش مایکل مور درباره مشکلات نظام مراقبت بهداشتی آمریکا و جیمی کارتر: مردی از دشتها ساخته جاناتان دمی درباره رئیس جمهور اسبق آمریکا از دیگر نامزدها هستند.
به جز فیلم گیبنی، نام سه مستند دیگر با موضوع عراق در فهرست نامزدهای اولیه اسکار 2008 دیده میشود: بدن جنگ ساخته فیل داناهو و الن اسپیرو، منظره بیپایان به کارگردانی چارلز فرگوسن و عملیات بازگشت به خانه: نگارش تجربیات دوران جنگ از ریچارد رابینز که چند روز دیگر به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره آمستردام روی پرده میرود.
نامزدهای دیگر عبارتاند از: اوتیسم: موزیکال (تریشیا ریگان)، چون انجیل به من چنین میگوید (دانیل جی. کارسلیک)، لطفا به من رای دهید (ویجان چن)، قیمت شکر (بیل هنی)، قولی تا سرحد مرگ: سفر تبعید آریل دورفمان (پیتر ریمونت)، تجاوز به اروپا (ریچارد برگ و بانی کوهن) و نور سفید/باران سیاه (استیون اوکازاکی).
نامزدهای نهایی روز 22 ژانویه 2008 معرفی خواهند شد و نام مستند برنده جایزه اسکار در روز 24 فوریه همراه با برندگان دیگر رشتهها در مراسم اهدای جوایز اعلام میشود.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 6:46 قبل از ظهر  توسط حسين بهرامي (مدير مسئول وبلاگ)
|

نام:
باران باران کوثری
تولد:۲۵ مهر ۱۳۶۴
ديپلم خود را در رشته هنر گرفت. پدرش (جهانگير كوثري) كارشناس به نام فوتبال و تهيهكننده سينماست و مادرش را هم كه ديگر همه علاقهمندان به سينما ميشناسند، (رخشان بنياعتماد...)
باران ميگويد: اولين سكانسي كه بازي كردم در سال 69 بود. كاري از داريوش فرهنگ، با بازي در فيلم سينمايي (بهترين باباي دنيا)، در آن زمان پنج ساله بودم...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 2:13 قبل از ظهر  توسط حسين بهرامي (مدير مسئول وبلاگ)
|
|
|
|
|
■ جشنواره فیلم و تئاتر دانشجویی در کوزوو افتتاح شد
پریشتینا، کوزوو - کاوه جلالی: پنجمین دوره جشنواره فیلم و تئاتر دانشجویی Skena Up شب گذشته افتتاح شد. این رویداد در حالی آغاز شد که شهر همچنان تحت تاثیر انتخابات هفته گذشته است و پیروزی مدافعان استقلال کوزوو از صربستان خوشحالی اکثریت مردم شهر را به دنبال داشته است. پوسترهای تبلیغاتی در همه جای شهر دیده میشوند و مردم عموما از این جشنواره کوچک دانشجویی چیز زیادی نمیدانند و عاشق فیلمهای آمریکایی هستند. جشنواره Skena Up به نمایش فیلمهای کوتاه و تئاترهای دانشجویی اختصاص دارد و هرشب یک فیلم بلند به عنوان مهمان به نمایش درمیآید. نکته قابل توجه دیگر، برگزاری بزرگداشتی برای فراوک بگولی، یکی از مشهورترین کارگردانان و بازیگران سینما و تئاتر کوزوو است که امسال پس از یک مبارزه طولانی با بیماری سرطان درگذشت. بگولی در سال 1944 در شهر پژا متولد شد و فارغالتحصیل آکادمی دراما در بلگراد بود. او یک بازیگر محبوب و معتبر برای شش جمهوری یوگسلاوی سابق محسوب میشد. او در اواخر دهه 1980 به کوزوو بازگشت و به عنوان استاد در دانشکده بازیگری دانشگاه پریشتینا مشغول به کار شد و اداره تئاتر دودونا را در این شهر به عهده گرفت. او همچنین از ابتدای تاسیس، دبیر هنری جشنواره Skena Up بود. در دورههای گذشته چند گروه تئاتر دانشجویی از ایران در این جشنواره شرکت کردهاند و امسال نیز یک گروه شرکت دارد، این در حالی است که امسال هیچ فیلم ایرانی در فستیوال شرکت نکرده است. در یک نگاه کلی میتوان متوجه شد که بخش فیلم نقش پررنگتری دارد و از تمام اروپا و آمریکا فیلمهای دانشجویی در جشنواره شرکت کردهاند. نمایش فیلمهای بخش رقابتی از امروز آغاز شده و جشنواره تا 27 نوامبر به کار خود ادامه میدهد.
|
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 2:2 قبل از ظهر  توسط حسين بهرامي (مدير مسئول وبلاگ)
|
توفیق اجباری که نصیب ما شد !!!
دیر رسیدن به کلاس و لجبازی استاد سر راه ندادن به کلاس خود یک "توفیق اجباری" تمام عیار است که روز یکشنبه نصیب ما شد!!!توفیق اجباری داستان زندگی سوپر استاری است که زندگی اش به خاطر سختی های کار و همچنین مشکلاتی که هوادارانش ایجاد کرده اند دچار تزلزل شده است. شاید این فیلم بتواند تا حدی حرف دل بازیگران و مخصوصا همسرانشان را به گوش عامه مردم برساند.اینکه بازیگری یعنی از دست دادن زندگی و آسایش و حریم خصوصی معضلی است که مجلات زرد و متاسفانه عامه مردم به آن دامن می زنند و"توفیق اجباری" مرحمی است بر دل بازیگران و هشداری است به رفتار های کودکانه هوادارانی که دچار توهم فانتزی شده اند(!) و برای آقای گلزار عروسک و گل می فرستند وحتی خودزنی هم می کنند!!! "توفیق اجباری" مثل آثار دیگر محمد حسین لطیفی ارزش دیدن و تامل کردن را دارد.طنز آن آدم را به یاد "دختر ایرونی " می اندازد.البته گاهی هم احساس می کنی که داری "آتش بس "تماشا می کنی !گلزار خودش را خوب ایفا می کند(!)باران کوثری دیگر از نوجوانی در آمده و حالا همسر آقای سوپر استار است !رضا عطاران مثل همیشه است و بهاره رهنما نقش هواداران سریش را چه ملموس بازی می کند!در هر حال هر چه باشد از تحمل کلاسهای دانشگاه هزار بار مفیدتر است!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 6:24 بعد از ظهر  توسط سرکار خانم غزاله حاجي ميري
|
«تهمینه میلانی» فیلم «سوپر استار» را با مضمون شهرت و خودخواهی یک بازیگر مرد سینما به تصویر میکشد.
«تهمینه میلانی» که امروز پروانه ساخت فیلم «سوپر استار» را دریافت کرده است؛ ضمن اشاره به این که هنوز عوامل سازنده این فیلم قطعی نشده است، گفت: کارگردانی این فیلم را با موضوعی اجتماعی و با اقتباسی از کتاب «آگوستوس» اثر «هرمان هسه» به زودی آغاز خواهم کرد.
به گزارش فارس «آگوستوس» داستان پسری است که با رسیدن به قدرت و شهرت درگیر خودخواهی میشود و «سوپر استار» با اقتباس از این کتاب، به مشکلات یک هنرپیشه مرد میپردازد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط حسين بهرامي (مدير مسئول وبلاگ)
|
هیولاها خود ما هستیم
نسخه جدیدی از فیلم هالووین در این ماه اکران شد اما نباید فراموش کنیم کارگردان نسخه اصلی فیلم جان کارپنتر کارگردان باسابقه ژانر وحشت است که با ساخت نسخه اصلی در سال 1979 جان تازهای به این ژانر داد.
کارپنتر در گفتوگوی جدیدش با نشریه اسکرین دیلی نظرات تازهای پیرامون موج جدید سینمای وحشت، فیلمهای مورد علاقه اش در سینمای کلاسیک و دلایل ستایش فیلم اصلی« فاجعه اره برقی تگزاس » بیان کرده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 8:27 بعد از ظهر  توسط حسين بهرامي (مدير مسئول وبلاگ)
|